
هرشب به یاد چشم شما گریه می کنم
باور نکن ولی بخدا گریه می کنم
آنقدر از خیا ل تو پر می شوم عزیز
آنقدر گرم خاطره تا گریه می کنم
وقتی که با خیال تو غرق شکایتم
در حین گفتن گله ها گریه می کنم
بی تو شبیه هیچ کسی لنگه ی خودم
آهسته و بدون صدا گریه می کنم
در جشن های شاد عروسی وَ عیدها
اصلا همیشه و همه جا گریه می کنم
آیینه بی تو می شکند من که آدمم
پس هی نپرس بی توچرا گریه می کنم
از سالها دعا فرجی حاصلم نشد
حالا بجای نظر و دعا گریه می کنم
اوقات بی تو بودن من این دوحالت است
یا گریه می کنم وَ... و َیا گریه می کنم